برای از بین بردن برخورد با هیولاها باید کارهای بیشتری انجام دهیم


در ابتدای هر هفته کاری ، میلیون ها نفر در سراسر جهان برای کاری آماده می شوند که بی وقفه ، بی سر و صدا و بد انجام می دهند: قرار ملاقات

قبل از همه گیری وحشتناک بود ، وقتی تحقیقات نشان داد که فقط در ایالات متحده روزانه حدود 55 میلیون جلسه برگزار می شود.

یک مدیر متوسط ​​در هفته در 12 جلسه می نشست و حتی یک مدیر غیر 8 جلسه داشت. جای دیگر خیلی بهتر نبود.

می ترسم به این فکر کنم که اعداد اکنون که Covid-19 و کارهای از راه دور عصر اتحاد ابدی را به وجود آورده اند ، چه شکلی هستند.

یک دوست فرسوده که با جمعه دیگر صحبت کردم گفت که او هر روز این هفته را فقط در جلساتی می گذراند که کمی بعد از ساعت 7 صبح شروع می شود و فقط ساعت 5 بعدازظهر پایان می یابد.

او کار پیچیده ای در شهر انجام می دهد و تیمی دور را اداره می کند ، بنابراین حدس می زنم این قابل درک باشد.

اما حتی تعداد جلسات من در سال جاری به نسبت انفجاری رسیده است. روز دوشنبه ، من می توانم به راحتی بیش از سه ساعت را در چهار جلسه بگذرانم ، اگرچه تنها کسی که مدیر من است ، کم و بیش ، خودم هستم.

اگر تمام جلسات کاری را که باید انجام دهند انجام دهند و به افراد مشغول کمک کنند تا درباره مسائل مهم تصمیم خوبی بگیرند ، هیچ یک از اینها مشکلی نخواهد داشت. افسوس ، شواهد خلاف این را نشان می دهد.

استیون روگلبرگ ، استاد آمریکایی ، در کتاب خود برای سال 2019 می نویسد ، نظرسنجی های انجام شده طی 15 سال گذشته نشان می دهد که 7 تا 70 درصد کارگران جلسات خود را بد یا غیرمولد ارزیابی کرده اند. علم غافلگیرکننده جلسات.

این اعداد باعث می شود که من از کار در روزنامه تشکر کنم. مهلت روزانه جلسات را مجبور می کند کوتاه ، تند و پربار باشند ، که با توجه به قیمت کسانی که نیستند خوب است.

یک نظرسنجی توسط دانشکده مدیریت آنتورپ سال گذشته نشان داد که تنها 7 درصد از بلژیکی ها 5.9 میلیون جلسه روزانه خود را بی نتیجه می دانند. نویسندگان که تخمین می زنند جلسات بد برای کارفرمایان سالانه 2500 یورو به ازای هر کارگر هزینه دارد ، می نویسند: “آنها هنوز هزینه های مالی قابل توجهی دارند”: در کل 11 میلیارد یورو در سال برای وقت از دست رفته و تلاش پرسنل.

ریشه این جلسه پوسیده ساده است ، می گوید: مادلین دو هاکی ، مربی جلسه و معلمی که دانش آموزان آنتورپ تحقیق کردند.

وی هفته گذشته به من گفت: “ما زندگی خود را در جلسات می گذرانیم ، اما سرمایه گذاری اندکی برای کمک به مردم در مدیریت موثر آنها انجام می شود.”

مربی می تواند این حرف را بزند ، اما من فکر می کنم خانم دو هاکی حق دارد. برگزاری جلسه نیاز به مهارت دارد. حداقل مردم باید از قبل بدانند که چرا ملاقات می کنند. آنچه برای دستیابی به آن نیاز دارند ؛ چه کسی واقعاً باید آنجا باشد و چگونه باید کمک کند. این واضح به نظر می رسد ، اما چیزی نیست که کسی که در یک گابست بی هدف و بی نظم بوده است ، می داند.

هنوز هم انتظار می رود که رهبران جلسه همه اینها را در محل کار یاد بگیرند. نمی توانم به یاد داشته باشم که هرگز به من یاد داده شود که چگونه یک جلسه را اداره کنم ، به همین دلیل آنقدر خوب است که من بندرت شغلی داشته ام که من را ملزم به انجام آن کند.

من همچنین توصیفات خانم دو هاکی از آنچه او ملاقات هیولا می نامد را دوست دارم: افرادی که با مجموعه ای از رفتارهای آزار دهنده جلسات را اژدر می کنند. یک تریبون بی امان خارج از موضوع وجود دارد. هواپیمای بدون سرنشین غالب. چند وظیفه ای خشن. رامر نامفهوم. یک شخص لال که برای گفتن آنچه تصمیم گرفته شده بعداً چیزی جز ایمیل ارسال نمی کند ، هیچ وقت م workثر نیست.

خانم دی هاکی می گوید ، مسئله این است كه همه ما گاهی اوقات با هیولاها روبرو می شویم. یک مجری جلسه خوب می داند که چگونه این رفتار را متوقف کند یا مطمئن شود که این کار هرگز با روشن کردن اینکه چه چیزهایی قابل تحمل نیست شروع می شود.

فکر می کردم همه گیری همه چیز را بدتر کرده است. اما خانم دو هاکی استدلال قانع کننده ای ارائه می دهد که زوم صرفاً خواستار تشدید آنچه قبلاً اتفاق افتاده است ، است.

اگر قبل از جلسه او مولد و با نشاط بود ، حالا احتمالاً بهتر شده است. اگر اسراف و خشمگین بود ، احتمالاً از این هم بدتر بود.

و در عین حال یک جلسه بد مانند ویروس است. عدم تصمیم گیری مناسب اغلب نیاز به جلسه دیگری دارد ، سپس جلسه دیگری و جلسه دیگر. خوشبختانه ، دیگر نیازی به واکسن نیست ، فقط کمی دقت و آماده سازی بیشتر و درک این نکته که هیچ شرم آوری در آموزش نحوه برگزاری یک جلسه خوب وجود ندارد

[email protected]

توییتر: pilitaclark




منبع: tech4life.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>