دیگو مارادونا ، بزرگ فوتبال آرژانتین ، 1960-2020


دیگو مارادونا ، که در فاصله 1.65 متری او قرار داشت ، با شادی فردی بازی کرد و سیستم را شکست داد. کاریزماتیک ترین و غیرحرفه ای ترین بازیکنان بزرگ ، او همچنین تنها کسی بود که با تقریباً یک دست ، با یک تیم درجه دو آرژانتین در مکزیک در سال 1986 قهرمان جام جهانی شد.

وی در سال 1960 متولد شد و در خارج از بوینس آیرس در یک کلبه و بدون آب روان بزرگ شد ، جایی که نقاشی های خوان و اوا پرون دیوارها را تزئین می کنند. او در یک اتاق با هفت خواهر و برادر مشترک بود و یک بار نیز از سقوط در یک مخزن سپتیک باز زنده ماند. یک جفت مخملی فیروزه ای تنها شلوار او بود.

هنگامی که او در نوجوانی ظاهر شد ، هواداران فوتبال آرژانتین فورا او را به عنوان ایده آلی که از دهه 1920 در سر داشتند ، تشخیص دادند: بچه (پسر) بزرگ شده پوترو (طرح ناهموار شهری) ، که با خلاقیتی که ظاهراً از تخیل کودکان برخاسته بود ، در حال پیشرفت بود.

او در سن 16 سالگی اولین بازی خود را برای آرژانتین انجام داد ، خانواده خود را از فقر نجات داد و به دارایی عمومی هموطنان خود تبدیل شد ، که به نظر می رسید انتظار داشتند او شکست ملت را در مناطق دیگر فدیه دهد. اولین جام جهانی وی در سال 1982 با ارسال ضربه کاراته به بازیکن برزیلی باتیستا به پایان رسید. این یک اشتباه بود: او قصد داشت به جای آن فالکائو را لگد کند.

او در بارسلونا ناکام ماند ، مچ پا توسط مدافع باسک از بین رفت. مارادونا خطاهایی را متحمل می شود که امروز کارت قرمز فوری را به دست می آورد. او جام جهانی 1986 مکزیک را با مسکن پشت سر گذاشت ، بوت چند اندازه بزرگتر از دیگری پوشید زیرا مچ پا بد هنگام بازی ها متورم شد. هیچ چیز مانع او نشد. این مسابقات ماه عالی زندگی حرفه ای او و یک چهارم نهایی برابر انگلیس بود – مسابقه اختصاصی. در ابتدا او با دست گلزنی کرد ، و سپس آن را برای جشن به طرف جمعیت تکان داد. سپس ، با شعر وحشی مشخص ، هدف را به “دست خدا” نسبت می دهد. در دفاع او انگلیسی ها نیز تقلب کردند و در تمام طول مسابقه او را با آرنج لگد زدند.

© باب توماس / گتی

© باب توماس / گتی

چهار دقیقه بعد از دست خدا ، او با دریبل از شش انگلیس گلزنی کرد که هدف نهایی هر جام جهانی محسوب می شود. در دوش بعد از آن ، خورخه والدانو ، هم تیمی او را آزار داد: در طول دویدن والدانو توپ را صدا می کرد ، چرا مارادونا پاس نداده بود؟ مارادونا پاسخ داد ، من داشتم تو را تماشا می کردم و مدام سعی می کردم پاس بدهم ، اما انگلیسی ها در راه بودند و من ناگهان آنها را شکست دادم ، بنابراین فقط گل زدم. والدانو متعجب شد: “در حالی که این گل را می زدید ، آیا من را نیز تماشا می کردید؟ پیرمرد ، شما به من توهین می کنید. ممکن نیست. مارادونا بعداً اعتراف كرد كه گاها هدف مورد علاقه خود را ترجیح می دهد: “این مانند سرقت کیف پول انگلیسی بود.”

او که یک ملی پوش و فوتبالیست عصبانی است ، در زندگی نامه خود گفت که این پیروزی انتقام شکست آرژانتین در جنگ فالکلند را چهار سال قبل ، زمانی که سربازان انگلیسی “مانند پرندگان کوچک” هموطنانش را کشتند ، گرفت. وی افزود: گویی ما یک کشور را شکست داده ایم ، نه فقط یک تیم فوتبال.

مارادونا تا حدی مورد ستایش قرار گرفت زیرا به نظر نمی رسید فوتبالیست بزرگی باشد. خارپشت خیابانی حیله گر ، داوود بود که گالیات را می زد. فتح جام جهانی او را به یک نماد آرژانتینی تبدیل کرد. گرچه او برون گرا بود ، اما احساس می کرد که توسط جمعیتی که همه جا او را محاصره کرده اند ، محاصره شده است. از دست زدن متنفر بود. رویای او “بازگشت به کشور من و صلح” هرگز محقق نشد.

دوران حرفه ای باشگاهی او در ناپل ، یک شهر فقیر و بی نظم که مانند یک پسر گمشده او را در آغوش گرفت ، به اوج خود رسید. عناوین ناپولی در ایتالیا در 1987 و 1990 تنها عناوین کسب شده توسط تیم های جنوب رم در نیم قرن اخیر بود. بیشتر هم تیمی هایش او را می پرستیدند. همانطور که در آرژانتین ، او با بی دقتی با حد وسط بازی کرد ، حتی مترهای فرستاده شده از پشت سر را تحسین کرد. هنگامی که توپ را بدست آورد ، می توانست بقیه کارها را خودش انجام دهد.

© دیلن مارتینز / رویترز

© علی بورافی / خبرگزاری فرانسه / گتی

در همین حال ، او به کوکائین اعتیاد پیدا کرد. وی پس از شکست در فینال جام جهانی 1990 ، تئوری های توطئه درباره فیفا ، قدرت فوتبال جهان را از بین برد. همیشه قهرمان هر جام جهانی ، در سال 1994 او را در میانه مسابقات بیرون انداختند تا با افزایش کارایی ، افدرین بخورد. وزن و وزن او از کنترل خارج شده بود. هم تیمی اش به من گفت که او سعی داشت صبح بیدار شود و دخترانش را به مدرسه برساند ، اما او به سختی می توانست هرگز. مرگ او در سی سالگی پیش بینی شده بود.

مارادونا ، یک چپ پوپولیست غریزی که از داشتن ثروتمندی احساس گناه می کرد ، صورت چه گوارا را روی بازوی خود خال کوبی کرده بود و می گفت: “وقت آن بود که دو بزرگترین آرژانتینی در یک بدن متحد شوند.” او با فیدل کاسترو دوست شد و وسواس زیادی به خرج داد. از بیس بال کوبا به طور خلاصه آرامشی را که به دنبال آن است پیدا می کند.

او جام جهانی 2006 را به عنوان هواداری با پیراهن ماکت آرژانتین تماشا می کرد و با هموطنان خود به طور ریتمیک در سکوها می پرید. هیچ بازیکن بزرگ دیگری نمی توانست این کار را انجام دهد ، اما مارادونا آرژانتین را دوباره تجسم کرد. در سال 2010 ، او مربی آرژانتین در جام جهانی بود. او در حالی که سیگار برگ می کشید ، یکی از دوستان خود را به عنوان دستیار استخدام می کرد ، روزنامه نگاران را آزار می داد و همجنسگرایان را در کنفرانس های مطبوعاتی آزار می داد ، در یک بازی تمرینی شرکت کرد و قول داد در صورت پیروزی آرژانتین برهنه از طریق بوینس آیرس بدود. اما آنها مقابل آلمان 4-0 سقوط کردند در حالی که مارادونا گیج روی خط گریه می کرد. بعد از آن هیچ باشگاه بزرگی او را استخدام نمی کند. در پایان ، او مربی یک دبیرستان متوسط ​​در آرژانتین بود.

وی به دلیل وابستگی به الکل تحت درمان قرار گرفت و اوایل این ماه تحت عمل جراحی مغز قرار گرفت و پس از آن دچار حمله قلبی کشنده شد. انتظار می رود قهرمانان آرژانتینی زودرس بمیرند ، و گوشت خود را به ملت هدیه دهند: کارلوس گاردل ، اوا پرون ، چه و خواننده رودریگو بوئنو همه گیر مراسم تشییع جنازه مارادونا را که مربوط به مراسم تشییع جنازه اویتا بود ، رد کرد. آرژانتین سه روز عزای ملی اعلام کرده است.

[email protected]


منبع: tech4life.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>